از میان مِه

۱۶ بهمن ۱۳۹۲
نگاهی به کتاب «حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه»
تصویری که کتاب ارائه می‌دهد فرای تصویر پروپاگاندیستی بعد صفوی از زن جهان اسلام است. این زن لزوما مستور نیست. کنش فعال اجتماعی دارد. کنشی که از منظر عاملیت می‌تواند هم تراز کنش مردانه قلمداد شود و موثر باشد. در این بین هم زنانی از طبقات بالای اقتصادی و هم زنان طبقات فرودست (مانند رابعه عدویه) کنشمندی خویش را دارند، هرچند راهکارهای ارائه و تثبیت این کنشمندی متفاوت است اما به عامل بودگی فرد ختم می‌شود.

 

 

/ لیلا پاپلی یزدی/

 

در میان تذکره‌های تاریخی ایرانی تنها تذکره‌ای که مختص زنان است «ذکر النسوه المتعبدات الصوفیات» نوشتهٔ ابوعبد الرحمان سُلَمی به تاریخ ۴۱۶ هجری است. تمرکز جغرافیایی تذکره یاد شده هم بصره و سوریهٔ امروزی و موضوعش زنان صوفی آن منطقه است. تصویری که این تذکره و سایر کتب تاریخی از زنان صوفی قرون اولیه تا سده‌های میانه ارائه می‌دهند، بسیار جسته و گریخته و بی‌ساختار است. به طور مثال عطار در تذکره الاولیا داستان رابعه عدویه را توضیح می‌دهد یا حسن بصری از زنی به نام معاذه عدویه سخن می‌راند. همچنین در یک روایت تفصیلی‌تر اما بسیار پر حاشیه، تاریخ ابن بی‌بی منجمه نوهٔ «بی‌بی‌منجمه نیشابوری» به صورت تکه پاره روایت زنی منجم است (که اساسا کتاب چندان به او نمی‌پردازد). کلیت این تواریخ اما زن را بیشتر از منظر متعبدانه یا قدسی‌اش طرح می‌کند تا لزوما از وجه کاملا انسانی‌اش. با این حال همین تواریخ جسته و گریخته نشانگر این امر است که گرچه به نظر می‌رسد بیشتر مورخان یا مورخانی که متن از آن‌ها باقی مانده زن نبوده‌اند و روایتشان از زن حتی وجوه قوی مردانه دارد یا از نگاه غیر زنانه است اما لزوما همه کنشگران «مرد» نبوده‌اند و در قرون اولیه اسلامی زنان صوفی و متعبد در جای جای جهان اسلام به تدریس اشتغال داشته و در قرون سه و چهار در نیشابور دارای منبر و درس بوده‌اند (رک. کتاب النور سهلگی بسطامی در ذکر ‌ام علی همسر احمد خضرویه).

کتاب «حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه» اما این امکان را به پژوهشگران عرصه مطالعات زنان، فردیت و عاملیت و همچنین علاقه‌مندان به تاریخ سده‌های نخستین اسلامی داده تا فضای صوفیان زن را در کنار ساختار مردانهٔ آن درک کنند. این کتاب با ارجاع به ده‌ها کتاب تاریخی دایره وسیعی از کنشهای اجتماعی را که در یک فرایند امروزی «مردانه» قلمداد می‌شوند با کنشگری زنان معرفی می‌کنند. زنانی که می‌جنگند (ص. ۲۶۱)، درس می‌دهند، شعر می‌سرایند (ص. ۳۰۲) و همسرانشان را انتخاب می‌کنند، همسرانی که چون بها ولد (ص. ۲۷۳) پدر مولانا جلال الدین واهمه‌ای از توصیف حالات بسیار خصوصی و فضای درونی خانه‌شان در جمع یا حتی در شکل مکتوب ندارند.

تصویری که کتاب ارائه می‌دهد فرای تصویر پروپاگاندیستی بعد صفوی از زن جهان اسلام است. این زن لزوما مستور نیست. کنش فعال اجتماعی دارد. کنشی که از منظر عاملیت می‌تواند هم تراز کنش مردانه قلمداد شود و موثر باشد. در این بین هم زنانی از طبقات بالای اقتصادی و هم زنان طبقات فرودست (مانند رابعه عدویه) کنشمندی خویش را دارند، هرچند راهکارهای ارائه و تثبیت این کنشمندی متفاوت است اما به عامل بودگی فرد ختم می‌شود.

گسترهٔ تاریخی کتاب در قرن ۱۲ هجری یعنی درست زمانی که فرهنگ قرون میانه به ‌‌نهایت افول رسیده است ختم می‌شود. پس از آن نمونه‌های استثنایی مانند حیاتی و طاهره قره العین مثال زده شده است اما مشخصا این موارد خاص را نمی‌توان جریان غالب یا حتی مهمی پس از قرن یاد شده قلمداد کرد.

کتاب «پیدا و پنهان زنان صوفی» می‌تواند نگاه منشا گرفته از پروپاگاندای تحمیل شده بر تاریخ را تا حد زیادی تغییر دهد و کنشگری زن به مثابه عاملی موثر در فرایند تاریخی را بازنماید. کتاب می‌توانست با تحلیل فضای خصوصی و نسبتش با فضای عمومی پربار‌تر شود اما حتی در حالت فعلی نیز می‌تواند نقش موثری در بازتعریف نسبت ما با مسئلهٔ تاریخی زن ایفا کند.

 

طاهری ، زهرا (1390) حضور پیدا و پنهان زن در متون صوفیه. تهران:  نشر ثالث، 1390 ، چاپ اول، 328 صفحه

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=QJMYp%2B94yBkhf1h5RpIOyxcaCb%2FZp2vsGg0d6QOH8nji%2BUUUCfGl8TOD4k%2FKleCc7a0lcEvcJ8Awe1vWNLoL3g%3D%3D&prvtof=bFiC7lt5pwMNGSHQhn%2F4dM%2BFLsvjLebp6eLdfX%2B5XWo%3D&poru=k76iuD8nzV5LW2xwEUQFfb35mxeZs0JNmTdjNhskUWIMmCJp%2Bq68LfRVsAxVT4IbJr3BPr0NZau%2Bt2n3AyM3WA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>