روایت منتشر نشده صادق طباطبایی از سرقت اسنادش

۶ اسفند ۱۳۹۳
دست وزارت اطلاعات دوران فلاحیان در خاطرات انقلاب
از پنجره حمام آمده بودند داخل و از اینجا راحت بیرون رفته بودند. چون فرصت کافی نداشتند نتوانسته بودند از اسناد عکس‌برداری کنند، همه را برده بودند. مسئله را از طریق آقای فلاحیان و معاونینش تعقیب کردم و سرانجام به جایی نرسید. اسناد ارزشمندی دران کیف بود که همه از دست رفت. خاطرات تدوین‌شده مربوط به دو مقطع اساسی تاریخ بود. متأسفانه از دست رفت.

میراصغر موسوی

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند

 

 

صادق طباطبایی بعد از تحمل طولانی درد و رنج ناشی از بیماری سرطان درگذشت. در اوایل پیروزی انقلاب او از چهره‌های بسیار فعال و سرشناس به شمار می‌رفت. در دولت موقت سخنگو بود و پیش از آن به نمایندگی از سوی رهبر فقید انقلاب در وزارت کشور فعالیت می‌کرد. مسئولیت صادق طباطبایی در وزارت کشور برگزاری همه‌پرسی «جمهوری اسلامی» بود.

قبل از پیروزی انقلاب ایران، صادق طباطبایی در انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا فعالیت می‌کرد و همراه با شهید بهشتی انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا را طراحی و سازماندهی کرده بود و از بنیان‌گذاران اصلیان سازمان‌ها بود. در سال‌های حضور شهید بهشتی در شهر هامبورگ آلمان و امامت مرکز اسلامی هامبورگ توسط ایشان او در کناران شهید بود. علاوه بر آنچه اشاره شد، ذکر این نکته نیز لازم است که بدانیم، او رابط امام صدر با سازمان‌ها، انجمن‌ها، انقلابیون و شخصیت‌های فعال و مؤثر در جنبش اسلامی بود. در میان مبارزان ایرانی خارج از کشور طباطبایی نزدیک‌ترین شخص به سازمان آزادی‌بخش فلسطین به خصوص سازمان فتح و رهبریان، یاسر عرفات بود. انتقال پیکر زنده‌یاد دکتر شریعتی به سوریه با هماهنگی او با «مجلس اعلای شیعیان لبنان» تسهیل شد.

بعد از استعفای دولت موقت و تشکیل دولت جدید توسط شورای انقلاب، طباطبایی به سرپرستی نهاد نخست‌وزیری منسوب شد و تا تشکیل دولت جدید در این پست فعالیت کرد. بعد از تشکیل دولت آرام و بی‌سروصدا از صحنه سیاست کنار رفت و به کارهای علمی و فرهنگی پرداخت. اکنون او از میان ما رفته است و در این روزهای سخت و تلخ در جمع ما نیست. از او یادگارهایی بر جا مانده که مهم‌ترینان خاطرات چاپ شده و نشده اوست. با کمال تأسف اما مهم‌ترین بخش خاطرات او توسط نیروهای وزارت اطلاعات به سرقت رفته است. در مورد سرقت خاطرات آن زنده‌یاد بریده‌ای از خاطرات چاپ‌نشده او را اینجا نقل می‌کنم:

«من مقدار زیادی از یادداشت‌هایم را به صورت روزانه و بعد به صورت تدوین‌شده فصلی تنظیم می‌کردم که در 3 نوبت به سرقت رفت. بار آخر قسمت عمده یادداشت‌های من از طرف سازمان و گروهی به سرقت رفت که انسان هرگز تصورش را نمی‌کرد؛ یعنی از طرف وزارت اطلاعات خودمان. منزل ما در جوار یکی از خانه‌های تیمی وزارت اطلاعات بود. باید از طریق استراق سمع و استراق تلفنی متوجه شده باشند که یک شب من از ساعت 9 تا 3 بعد از نیمه‌شب در خانه نخواهم بود. بعدازظهر در تلفنی که با سفیر المان داشتم { … } اشاره به اسناد و مدارکی کردم و ایشان گفتند، فراموش نکنید فردا حتماً این کار را بکنید. گفتم نه بابا، فراموش نمی‌کنم، همه را آماده کرده‌ام و الان در اتاق‌خواب دریک کیف جلوی رویم است. فردا صبح اول وقت رویان اقدام می‌کنم.

این تلفن بعدازظهر بود. سر شب مرحوم احمد آقا زنگ زدند و گفتند، اگر حالش را داری من و خواهرت می‌آییم خانه تو، یا تو پاشو بیا اینجا که یک گپ شبانه داشته باشیم. گفتم، اگر ساعت 10 – 11 نمی‌خوابی می‌آیم و الا نه. حدود ساعت 9 رفتم آنجا. ساعت 30/11 برگشتم منزل. در گاراژ را که باز کردم صدایی شنیدم؛ اما رفتم خوابیدم. سحر که بلند شدم بعد از نماز برنامه روزانه را که مرور کردم دیدم که کیف در جای خودش نیست و فیلمی که در دستگاه ویدئو بود و به وسیله آن ویدئو را به تلویزیون وصل کرده بودم، آن هم نیست. فیش دوربین و ویدئو را هم کشیده بودند. بلند شدم همه جا را گشتم ولی کیف را پیدا نکردم.

اتاقی که در کنار اتاق خوابم بود به بالکونی پنجره داشت که می‌رفت به پشت‌بام و از آنجا خیلی راحت می‌شد رفت به خانه مجاور. آن خانه محل تیمی آقایان بود. دیدمان پنجره نیمه‌باز است. پنجره کشویی بود و از داخل بسته شد بود و نمی‌شد از بیرون باز کرد. کنارش یک سوئیت مهمان بود، رفتم به آنجا و دیدم، توری پشه‌بند باز شده و شیشه هم شکسته است. از پنجره حمام آمده بودند داخل و از اینجا راحت بیرون رفته بودند. چون فرصت کافی نداشتند نتوانسته بودند از اسناد عکس‌برداری کنند، همه را برده بودند.

مسئله را از طریق آقای فلاحیان و معاونینش تعقیب کردم و سرانجام به جایی نرسید. اسناد ارزشمندی دران کیف بود که همه از دست رفت.

خاطرات تدوین‌شده مربوط به دو مقطع اساسی تاریخ بود. متأسفانه از دست رفت.»

آنچه در بالا آمد بخشی از خاطرات چاپ‌نشده زنده‌یاد صادق طباطبایی است. این متن هنوز ویرایش نهایی نشده و در دست انجام است. نقل این متن با حفظ امانت، بدون آنکه کلمه‌ای پس و پیش شود، توسط هر شخص و رسانه‌ای مجاز است.

 در آخر لازم می‌دانم به این نکته مهم اشاره کنم، مدتی است چنانچه همه‌مان می‌بینیم افرادی مشکوک و وابسته به جریان‌های انحرافی اقدام به تدوین تاریخ انقلاب کرده‌اند. آنان ضمن وارونه جلوه دادن بسیاری از اتفاقات، اسامی و تصاویر زیادی را نیز حذف کرده‌اند. تاریخ‌نگاران و نسل آینده به این منابع دست اول نیاز دارند. لازم است و ضرورت دارد، تمام دست‌اندرکاران رسانه‌های مستقل، علاقه‌مندان به تاریخ و سازمان‌هایی که در حوزه تاریخ و اسناد فعالیت می‌کنند، با کمک و یاری گرفتن از خاندان امام خمینی و امام موسی صدر برای بازپس‌گیری این اسناد تلاش کنند. در غیر این صورت، افرادی چون حمید روحانی‌های مزدبگیر برای ما تاریخ خواهند نوشت.

مسئولیت این مطلب با این‌جانب است.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=wwRKhNDD%2BtVLPj5TZ1FDrsZQvJsKS9RHQaiurbH9txP0OtuhibIu3eTYnWeYvLFf%2BnQvpCY5dLhrOnn0nzQAuw%3D%3D&prvtof=IabnGO1jw9wQ9zWw1vxxdVAO9zakEDEXf%2Fkdzat8Jw4%3D&poru=EJSgdUN6Y3xED7AWfRmbCPo5t78E2i12ZMOi6CcYRVHV49lbZ8oLDEo0BIEHBEDo%2FxhJLDLRA%2BpEaxj9uSMGMw%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>