اسطوره ملت/ مینو بدیعی

۱۸ دی ۱۳۹۶
ملتی که باید اسطوره ای همچون تختی داشته باشد
جلال آل‌احمد، نویسنده شهیر ایرانی که خود نیز چند سال بعد از تختی به نحو مرموزی درگذشت، در مقاله‌ای که سال ۱۳۴۷ منتشر کرده بود، با اشاره به مراسم سوگواری تختی می‌نویسد: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد.»

اسطوره ملت

مینو بدیعی

برتولت برشت نمایشنامه نویس و کارگردان مشهور آلمانی گفته ای دارد تحت این مضمون : بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز داشته باشد .اما ملت هایی هستند که هنوز نیاز به اسطوره و قهرمان دارند برای اینکه خود هنوز با جهل و نادانی و کم سوادی خویش و… برخورد نکرده اند . از سوی دیگر تازه ترین تحقیقات در علم مدیریت اثبات می کند که وجود قهرمانانی که بتوانند راهبری حتی بخش های کوچکی از جامعه را برعهده بگیرند از اهمیت اساسی برخوردار است . در جوامع ما قهرمانان می توانند اسطوره و نماد یک ملت باشند ازاینرو است که تمامی سعی نو استعمارگران وایادی داخلی آنها اینست که با کوچک شمردن قهرمانان این کشور و زیر سئوال بردن اسطوره های قهرمانی عملا به آنها القا کنند که شما مردم کم مایه و نادانی هستید که با یک کشمش گرمی تان می کند وبا یک مویز سردی تان ! از اینرو است که اسطوره های بزرگ این ملت را در رژیم گذشته به لحاظ فرهنگی شکسته اند و آدم های پرتوان و اسطوره گونه ای که در سالیان اخیر هم وجود داشته اند عملا ناشناس و گمنام مانده اند . ملتی که اسطوره ندارد به توهم و خیالات کاذب برای کسب آرزوهای خود دست می یازید . غلامرضا تختی قهرمان کشتی ایران که شخصیتی به نام و درعین حال اسطوره گونه این ملت بود با برچسب ضعف شخصیتی او درپایان عمر یعنی همان مقوله خودکشی وی عملا او را شکستند و از گردونه اسطوره ها خارج کردند .آخر چگونه ممکن است که هیچ احد الناسی نداند که بالاخره تختی خودکشی کرد یا به وسیله ساواک به قتل رسید ؟ این ابهام خبری و پاسخ ندادن به دو عنصر مهم خبر در ۴۶-۴۷سال پیش بیانگر آنست که ترس ووحشتی که در دوران افشای اصل واقعیت مرگ تختی وجود داشته است با گذشت حدود ۵۰ سال از مرگ او همچنان ادامه یافته است . اخر چطور ممکنست که پزشکی قانونی در آن زمان که خیلی هم مجهز بودند نتواند علت مرگ را خودکشی یا غیر خودکشی تشخیص دهد . چگونه که وقتی اطلاعات گذشته را در باره مرگ تختی می خوانی از وجود شاهدان عینی در خبر خنده ات می گیرد . شاهد عینی که نباید مثلا خدمتکار هتل باشد ، شاهد عینی پزشک یا پزشکانی هستند که بر بالای سر جنازه حاضر می شوند و یا جسد را به پزشک قانونی می برند یا خود علت مرگ را می توانند دقیق روشن کنند !خبرنگاران زبده دیروز و امروز به خوبی می دانند در واقعه مرگ یک شخصیت مهم این مسئولیت اجتماعی بردوش آنان است که در مورد علت مرگ آن شخصیت به طورکامل تحقیق کنند وبه شکل گزارش تحقیقی یا آنکت ! شاهدان معمولی و عادی پاسخگو یان درستی نیستند باید شاهدان متخصص را مد نظر قرار داد . بهر صورت منظور از این تحلیل و تفسیر طولانی در باره مرگ اسطوره قهرمانی همچون تختی باید بگویم که تعمد اساسی وجود داشته است که مرگ تختی را خودکشی نشان بدهند ویا اینکه اساسا علل مرگ او را فاش نکنند واین ویژگی اصلی جامعه استبدادی و دیکتاتوری زده است که حتی با گذشت ۴۷ یا ۴۶ سال بعد از مرگ او ، این مساله پاسخ داده نشود و داستان مکتوم بماند . تا مردمی که بهر حال به اسطوره ها وقهرمانانی همچون تختی نیازمند هستند کارآکتر او را ضعیف بدانند . دراینجا به نوشته ای از جلال آل احمد در باره این قهرمان ملی استناد می کنم که برداشت یک روشنفکر پیشرو در باره واقعه مرگ نابهنگام و پراز راز قهرمان ملی تختی است و همچنین نگاه یک نشریه معتبر به مرگ این اسطوره ملی 
علی میرزایی، سردبیر فصلنامه نگاه نو در یادداشتی در باره مرگ تختی می‌گوید: «تختی از سال ۱۳۴۲ به بعد بار‌ها به ساواک احضار شد و اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشار‌ها را افزایش دادند. تختی حتی در مواردی از ورود به ورزشگاه‌ها منع می‌شد. تختی پس از دوری دو ساله از رقابت‌های ورزشی برای چهارمین بار در بازی‌های المپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازی‌ها مدالی کسب نکرد. بر پایه اسناد به جا مانده حکومت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست خوردن، محبوبیت خود در میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او در مسابقه‌های جهانی بودند. در چنین شرایطی تختی سال ۱۳۴۵ نیز در بازی‌های جهانی شرکت کرد و بار دیگر دست خالی به ایران بازگشت. برخلاف تصور و انتظار طرفداران شاه، محبوبیت تختی پس از دو ناکامی او نه تنها کمتر نشد که افزایش نیز یافت.»
جلال آل‌احمد، نویسنده شهیر ایرانی که خود نیز چند سال بعد از تختی به نحو مرموزی درگذشت، در مقاله‌ای که سال ۱۳۴۷ منتشر کرده بود، با اشاره به مراسم سوگواری تختی می‌نویسد: «از آن همه جماعت هیچ کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی‌کرد.»

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=P7Jw6aiX%2BWZuO9z6WsuwJ1CS0swD2XmqLqmQ5VAnAWsmxX0fA3Vi3mUmtnG9Z%2FTzEarq4efN7cf4avm8KH4Hvg%3D%3D&prvtof=4s2dn9kxIPN0vejoNOOopPvZt7JkrEpLUq%2B0kPUz%2BQs%3D&poru=HZrjqUe5VVtYjSCJedMSQkqIdGyX9GL3DF2Lr02ki5vTro2QSVyyuy%2FqF9hySmAXgW1hbaNA%2FBwqfu%2FvvIk8lQ%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>