مرگ برما خوش باد!

۲۸ دی ۱۳۹۶
یادداشت سردبیر/ میراصغرموسوی
از آن همه که گفتم، قصدم بیان این جمله است، دوران ما دوران طاعون نیست، عصر کوری سفید است. دوران مردن زیر دست و پا، و هلاک شدن از گرسنگی و تشنگی، مردن در معادن، سوختن در پلاسکو، له شدن زیرآوار فروریخته از زلزله، حلق آویز شدن در بند قرنطینه، مردن در جوها و یخ زدن و کارتن پیچ شدن از سرما. سوختن در سانچی، سربریده شدن در مرزها. دوران ما دوران مرگ گروهی و جمعی است... در واقع ما خود مرگیم.

مرگ برما خوش باد!
از پلاسکو تا دریای چین

 

رمان " کوری " حکایت نابینایی سفید است. این نابینایی، کوریِ دوران مدرنیزم است. شکل مدرن و دولت مدرن که ادعای دمکراسی دارد و سالی یک بار انتخابات برگزار می کند، پارلمان و شورا دارد، در واقع ولی قدرت متمرکز در انحصار گروه حاکمان است که مانع گردش قدرت است و همه چیز را گندانده است؛ قدرت، ساختار؛ بنیان‌های اخلاق ملی، جامعه مدنی، وانسان به کالا تبدیل شده و بین حاکمان خرید و فروش می شود. قدرت بر همه چیز غلبه دارد و در روابط کالایی مصرف بر همه چیز حاکم است. انسان شیء است، و خمود و یا کمر خمیده. تسلیم قدرت و تقدیر.
 این رمان شباهت زیاد به "طاعونِ " کامو دارد، یک تفاوت اساسی ولی این دو اثر مهم ادبی قرن بیستم را از هم متمایز می کند، که بسیار قابل توجه است و برای وضعیت اکنونی ما هیچ چیز رساتر از وجه تمایز این دو اثر نیست. در طاعون، کامو انسان را به نبرد سرنوشت می فرستد و در نهایت انسان طاعون را شکست میدهد؛ در کوری ولی ساراماگو هیچ راه نگذاشته تا آدمی امکان تقابل با سرنوشت داشته باشد، محکوم مطلق است. کوری در واقع بعد از عصر طاعون رخ می دهد، زمانی که دیگر کار از آدمی برنمی آید. چرا که قدرت فاسد بنیان‌ها را پوسانده و آدم‌ها نیز فرسوده، پوسیده و تسلیم هستند. به همین دلیل نیز، ساراماگوی کمونیست چشم برآسمان خدا و معجزه دارد. معجزه رخ می دهد، آسمان بی‌مضایقه می بارد و باران می شورد و همه را پاک می کند.
بینایی آغاز می شود. انسان هایی که غسل کرده اند و از آلودگی و گند قدرت و کالا بودن پاک هستند، روشن و شفاف و دقیق می بینند.

ساراماگو در ادامه " بینایی " را می نویسد. بینایی نه تنها رهایی از کالا شدن انسان و غلبه مصرف براو است، بل، همان عصر روشنگری است که ایده از بین رفتن قدرت متمرکز و حکومت شهروندان بر شهر شروع عملی می‌شود. بینایی، نفی و طرد قدرت است. چنانچه حاکمان از شهرها می گریزند و با تجهیزات جنگی و نظامی کشور را از خطوط مرزی محاصره نظامی می کنند.
دوستانی که کوری را مطالعه کرده اند، لازم است بینایی را نیز بخوانند. کوری یک مقدمه بر بینایی است. 
 از آن همه که گفتم، قصدم بیان این جمله است، دوران ما دوران طاعون نیست، عصر کوری سفید است. دوران مردن زیر دست و پا، و هلاک شدن از گرسنگی و تشنگی، مردن در معادن، سوختن در پلاسکو، له شدن زیرآوار فروریخته از زلزله، حلق آویز شدن در بند قرنطینه، مردن در جوها و یخ زدن و کارتن پیچ شدن از سرما. سوختن درسانچی، سربریده شدن در مرزها. دوران ما دوران مرگ گروهی و جمعی است. در واقع ما خود مرگیم. مرگ سیار. و مرگ برای ماست، مال است، تنها چیز ممکن و دم دست است برای ما.

تا معجزه آسمان، مرگ برما خوش باد!
چنانچه سرنشینان آن نفتکش سوختند.

نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=fOTT2dc%2BmmGZ7w7n%2ByM7PP1zaG8wdFGyhyNijT57dH3bMsf6YyVkg%2Bf4BCy%2BMaRwxrrrDC6qjPHENbjkuta0eQ%3D%3D&prvtof=hiMrY7rqTNUsaTTQ4JDx7PcLBqE94hPjZrOJyVEGJyo%3D&poru=mbWhvtmhBK5gWV7%2BmxAeIm%2BU2DNjCh1KqCMbhenO2n%2BPeoG6clzBHbwp6HgW29NyGIKH9%2BPfqarqCj4L0jrsAA%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>