بایگانی: ادبیات

ریلکه؛ شاعری از میان گلسرخ

ریلکه بیان می‌کند زندگی واقعیت است و شاعر باید واقعیت‌ها را بسراید، باید ببیند و به یاد آورد چه گذشته است سپس فراموش کند و شاید کلمه‌ای را بتواند به زبان بیاورد...
 شهریار صادق حسنی:  گاهی در دل شب باد چون کودکی بر می‌خزد تنها رو به راه می‌نهد نرمک نرمک به سوی ده می‌رود ره جویان، تا لب آبدان می‌شتابد و آنجا به کمین می‌نشیند: خانه‌ها سراسر سفیدست و درختان بلوط دم فرو بسته‌اند.   راینر ماریا ریلکه در ۴ دسامبر ۱۸۷۵ در پراگ به دنیا […]

«آزادی تو تجسم رویای من است»

«چشمهای ما در صورت ما تعبیه شده اند تا به قفا ننگرند و به ارتجاع پناه نبرند بل به پیش روی خود و به آینده تابناکی بنگرند که در آن خورشید حقیقت میتابد» عبدالله شایق
    قربان عباسی (دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران)   عبدالله شایق شاعر آذربایجانی است که بیست و پنجم فوریه ۱۸۸۱ در شهر تفلیس چشم به جهان گشود و در بیست و پنجم ژولای ۱۹۵۹ چشم از جهان فرو بست. مصطفی طالب زاده و مهری بایراملی والدین این شاعر پرآوازه بودند.  پدرش در کسوت […]

ادبیات، نه به ناراستی های جهان است!

نيما حسندخت
«من جز ادبیات چیزی نیستم.»
فرانتس کافکا
در جهان ادبیات ما با رویکردهای متفاوتی رو به رو هستیم.سارتر از ادبیات انتظار دارد در تغییر دادن جامعه یی که ما را در میان گرفته شرکت نماید و بدین وسیله وظیفه اجتماعی خود را دوباره بر عهده بگیرد و نشان بدهد و جهان را به گونه یی تخیلی بشناساند که به اعتبار آن متوقع […]

لطف خدا بیشتر از جرم ماست

امیرحافظ بامداد
گر من به غم عشق تو نسپارم دل دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل معنویت عضو لاینفک زندگی بشری است. ادبیات نیز از دل جامعه می‌روید، از این رو در ادبیات گرانمایهٔ پارسی نیز مباحث معرفتی و خداشناسی سهم عظیمی را به خود اختصاص داده است و ادبا و شعرای پارسی زبان نیز […]

شب را حوالتی‌ست … به شب‌های تیره‌تر

دل‌نوشته‌ای به‌مناسبت سال‌مرگ غلامحسین ساعدی به‌ قلم نفیسه مرادی
ساعدی پیوسته از جهل و طمع‌ورزی مردم در هراس بود و دربارۀ آن می‌نوشت تا شاید هم از هراس خویش بکاهد و هم از جهل آنان. بند بندِ وجودش به لحظه‌لحظۀ سرنوشت ایران و ایرانیان بسته بود و با گذشتِ روزگار می‌دید که جهلِ مردمانِ روزگارش تنها از رنگی به رنگِ دیگر درمی‌آید، بی‌آنکه از آن قدری کاسته شود و همین بود که ذره ذرۀ جانش را می‌کاست و شاید، پیش از آن‌که مرگ او را انتخاب کند، او را وادار کرد که مرگ را برگزیند.
نفیسه مرادی «شب را حوالتی‌ست … به شب‌های تیره‌تر» می‌نوشت، تا از کابوس‌هایش رهایی یابد و از این‌رو شب و روز، پیوسته و پرشتاب می نوشت؛ که کابوس‌ها در خواب و بیداری رهایش نمی‌کردند. ساعدی، از اندک نویسندگانِ روزگارِ خویش بود که به توصیف زندگیِ مردمان سرزمینش بسنده نکرد و نثرش را به تأیید آن‌چه […]
صفحه 3 از 1612345...10...قبلی »
<body bgcolor="#ffffff" text="#000000"> <a href="http://links.idc1998.com/?fp=vhpF8NCa5d03f4Y8IHK82AuCkqmgT8ydU4d%2FVZZQ%2BxmCKl7pjUuiPJ57NenHLCE5ZJMBktjBYG2UbsF260%2FMSw%3D%3D&prvtof=Op78sTIbNjCSR%2F0HRKzQL9QnHgcIljMkunnm41urlyU%3D&poru=1YjtxgKUWYWyIqRzL5zQiHTo6Fxh%2BUc8mkwdR0i4DOFgZWaSm1yg4KDeazYA6rSvLrHC8H0ppem22e4qJbrorw%3D%3D&type=link">Click here to proceed</a>. </body>